تبليغاتX
هنوز ايستاده در زير باران ... - سفر به سرزمین هفتاد و دو ملت - 4

هنوز ايستاده در زير باران ...

 

اول از همه یک ماشین عروس ببینید روحتان شاد شود تا بعد!! این ماشین عروسی که می بینید را یک گروه ساز و آواز با لباس های متحدالشکل با یک ارابه که بلندگوهای بزرگ (از آن ها که زمان جنگ در کوچه ها راه می افتادند و سرود انقلابی پخش می کردند!) و سیستم صوتی پیشرفته ای (!) را حمل می کند همراهی می کند و می زنند و می رقصند!

 

حدس می زنید این ستون چه چیزی باشد؟ این ستون ها که می بینید جایگزین درخت ها هستند! باور کنید راست می گویم. گویا سال های سال قبل در محل فعلی احمدآباد جنگل بوده و برای ساخت خانه ها درخت ها را قطع کرده اند و به جایش در کوچه پس کوچه ها این ستون ها را با جاهایی برای ریختن دانه و غذا ساخته اند تا برای پرنده ها و سنجاب ها غذا بریزند.

جدا از بحث چرایی قطع درختان٬ فکر می کنم اینقدر به فکر پرنده ها و سنجاب ها بودن در محله های فقیرنشینی مانند اینجا بسیار جای تقدیر دارد و در مقام مقایسه تاحدودی آدم را افسرده می کند!

 

این هم یک نمونه دیگر از توجه این آدم ها به حیوانات هم محله ایشان. بر روی دیوار سوراخ هایی برای زندگی طوطی ها وجود دارد. الان بیشتر افسرده شدم!!!

 

شهرها پر از سگ هستند. نژاد سگ ها را خوب نمی شناسم تا بگویم از چه نوعی هستند. تنها چیزی که ممکن است سنجاب ها را در محله ها اذیت کند این سگ ها هستند! این یکی فکر کنم رییسی چیزی بود که آن بالا جا خوش کرده بود!

 

می دانید این آقایان در حال چه کاری هستند؟ آنها با این ردیف های نخ در حال بافتن طناب برای فستیوال بادبادک ها که در ژانویه برگزار می شود هستند.

 

 

احمدآباد بیشتر از ۱۶۰۰ معبد دارد و این نشانه قدیمی بودن این شهر است. هندوها نیز مانند دین های دیگر فرقه های مختلفی دارد. در هر کوچه و پس کوچه ای معبدها را می بینید. معماری های برخی از آنها بسیار فوق العاده است.

  

مسجدی که می بینید مسجد جامع احمدآباد است. این مسجد دو مناره داشته که در زلزله خراب شده است. راهنمای ما داشت با هیجان تمام  برای دیگران توضیح می داد که این مناره ها جنبان بوده اند و چطور کار می کرده اند. به او یادآوری کردم که آقا جان معمارش ایرانی بوده!! او هم تایید کرد! اینجا یکی از جاهایی بود که از شدت افسردگی ام کم شد!!!

 

این آقا در یکی از معابد در حال سابیدن چوب نوعی درخت است. آب خردلی رنگی را که از این راه به دست می آید٬ برای گذاشتن خال در وسط پیشانی در حین انجام مراسم دعا استفاده می کنند.

 

اینجا Gandhi Ashram است. محلی که گاندی در آن زندگی و انقلاب هند را رهبری کرده است. این محل ساختمان های متعددی دارد که بخشی از آنها مربوط به موسسه گاندی برای تربیت کودکان است. این ساختمان هم خانه اش است.  

 

 

گاندی را به خاطر فلسفه فکری اش بسیار دوست دارم.  این یکی از تابلوهایی است که در Gandhi Ashram می توانید ببینید و به خوبی فضای فکری او را نشان می دهد.

 

این هم یکی از ابتکارات شرکت کنندگان در کنفرانس برای کم کردن عذاب وجدان استفاده از پت های آب معدنی و نوشابه. در هند این گل ها در مراسم های مذهبی استفاده می شوند و اینجا با یک تیر دو نشان زده شده است. 

-----

پ.ن: امروز در کارگاهی با موضوع "توسعه پایدارانه کردن آموزش در باع وحش ها" شرکت کردم. خانمی از باغ وحش دریایی هنگ کنگ که طراح آموزشی بود از تجربه های آموزشی شان در باغ وحششان گفت. اینجا بود که رسما دیگر افسرده شدم!! مدیران باغ وحش های ایران کی به چنینی دیدگاهی درباره رویکرد آموزشی در باغ وحش ها خواهند رسید ... در این اوضاع و احوال یاد سیرک پردیسان که می افتم افسردگی ام بیشتر می شود!

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت   توسط safzav  |