این روزها - 5
!. این روزها از لابه لای سطرهای نوشتهها هم میشود گرمای کشنده را حس کرد ... میشود تشنگی را حس کرد ... میشود التماس قطریای آب را درک کرد ...
از بین تمام نوشتههایی که این روزها خواندم، این یکی را بیشتر از همه دوست داشتم ... فکر نمیکنم خودم بتوانم بهتر از آن را برای فلامینگوهای بختگان یا گوزن زردهای جزیره اشک بنویسم ...
!!. این روزها با دیدن یک عکس هم میشود سوختن را فهمید ... سوختنی که میتوانست نباشد ... یا میتوانست زودتر از اینها کنترل شود ...
!!!. این روزها ... همه جا پر از خبرهای بد است. خبرهای ناراحت کننده ... و البته پر از ندانستنها و شفاف نبودنها ... گاهی وقتها مغزم دیگر توان تحلیل و تصمیم گرفتن ندارد ...
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت   توسط safzav
|
