تبليغاتX
هنوز ايستاده در زير باران ... - من ...

هنوز ايستاده در زير باران ...

ناهار می‌پزم. از اول امسال تابحال فکر کنم دومین جمعه‌ای است که خانه‌ام. دلم دل مشغولی‌های دیگرم را می‌خواهد و برای همین پیشنهاد می‌دهم من ناهار بپزم. جمعه‌ها ظهر اغلب ماهی می‌خوریم. طرحی نو در می‌اندازم. در آرد سوخاری ماهی‌ها علاوه بر ادویه‌های مورد علاقه‌ام سماق هم می‌ریزم. ماهی‌ها که سرخ شدند دو تکه از آن‌ها را بر می‌دارم تا بلایی جدید سرشان در بیاورم. رب آلوی تازه کشف شده‌ام را با سبزی شمالی‌های شور و آب و باقیمانده آرد سوخاری سماق‌دار قاطی می‌کنم و می‌گذارم روی گاز تا بپزند. نتیجه خوشمزه است. خوشحالم از کشفم. کمی از سسی که ماهی‌ها را درونش پختم را داخل یک لیوان درست می‌کنم و می‌گذارم روی میز تا بقیه هم اگر خواستند امتحان کنند. البته زیاد امیدوار نیستم این اتفاق بیفتد. ماست و خیار هم درست کرده‌ام. هر چه دستم رسیده داخلش ریخته‌ام. از گل محمدی بگیر تا کرفس خشک شده. خیلی زیاد نریخته‌ام تا صدای کسی در نیاید. آنقدر ریخته‌ام تا دلم آرام بگیرد. دلم قاطی کردن می‌خواهد. دلم طرحی نو در انداختن می‌خواهد ...

لباس زیر سارافون سبزه را با سارافون نارنجیه پوشیدم. دلم لباس نارنجی زیرش را نمی‌خواست. مغزم این روزها تحمل هیجان زیاد را ندارد. شال و شلواری که مدت‌ها نمی‌پوشیدم را با آن مانتو گل گلی سرمه‌ایه پوشیدم. پریروز دلم روشن آرام و بی هیجان می‌خواست و امروز تیره. امروز حتی دلم نمی‌خواست آن مانتو سرمه‌ای گل گلیه را مثل همیشه با شال و شلوار سفید بپوشم. پس همه جایم شد سرمه‌ای. برایم جالب بود که تیره‌ترین حالت‌های من باز هم پر از رنگند! معمولا این طور نبوده اما الان سه کفش دارم. هر روز یکی‌شان را می‌پوشم؛ چون امروز تحمل کفشی که دیروز پوشیده‌ام را ندارم! و فردا تحمل کفش امروز را ... خیلی وقت‌ها می‌شود که دلم می‌خواهد پا برهنه باشم ...

چند روز است موبایلم سایلنت است. مثل همیشه با خودم این ور و آن ور هم نمی برمش. هر چند وقت یک‌بار سراغش می‌روم ببینم خبری هست یا نه ...

تم کامپیوترم را عوض کرده‌ام. تم قبلی را خیلی دوست داشتم. صدای گرگ تهش، مدیا پلیر و موسش که شبیه برگ بود ... اما دلم طرحی نو در انداختن می‌خواست ... دلم کندن می‌خواست ...

دلم شنیدن آلبوم یک گروه یا خواننده را نمی‌خواهد. تحملش را ندارم. پس مرتب مجموعه آهنگ‌هایم را گوش می‌دهم که یکی از عجیب‌ترین مجموعه آهنگ‌های دنیاست. از آهنگ شگی و آکوآ دردونش پیدا می‌شود تا شجریان! آهنگ‌ها مرتب عوض می‌شوند و وارد دنیای جدیدی می‌شوند و تنوع طلبی روحیه من را ارضا می‌کنند ...

تم گوگل ریدرم را عوض کرده‌ام و از این جدیدها گذاشته‌ام که روزی چند بار خودشان عوض می‌شوند. تازه همین تم را هم چند روز یک بار عوض می‌کنم. خوشم می‌آید یک شکل نمی‌مانند و تکراری نمی‌شوند.

یک دنیا کار عقب‌مانده ... نه نمی‌خواهم درباره‌شان حرف بزنم ...

مغزم پر از فکر جدید است. فکرهایی که آزموده نشده‌اند اما بخشی از منند. بخشی از چیزی که به آن اعتقاد دارم. فکرهایی که بخشی از جلو رفتن منند ... دلم می‌خواست اینجا می‌نوشتمشان اما شخصی‌تر از این هستند که هر کسی بخواندشان ...

یادم می‌آید مامان یک زمانی می‌گفت در دانشگاه برای یک درس حاضر نیست دو کلاس بگیرد. می‌گفت خوشش نمی‌آید یک درس یکسان را به دو گروه مختلف بدهد و دوبار حرف‌هایش را تکرار کند. اما حاضر بود سال بعد حرف‌های سال قبلش را بزند. حالا دخترش دلش نمی‌خواهد آن‌طور که تا الان درس می‌داده را دوباره تکرار کند. دلش نمی‌خواهد سر کلاس برود با همان طرح درس‌ها و با همان حرف‌ها. دلش یک دنیای جدید می‌خواهد ... ‌

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط safzav