تبليغاتX
هنوز ايستاده در زير باران ... - پراکنده و بی‌ربط - 12

هنوز ايستاده در زير باران ...

!. یکی از معلم‌های مدرسه می‌گفت برای جمله سازی به بچه‌ها گفته است با مسافرت جمله بسازند. یکی از بچه‌ها هم نوشته: "خانم زواران زیاد مسافرت می‌رود!!"

!!. یکی از دوستانم که رشته و کارش به محیط‌زیست ربطی ندارد؛ به فکرش رسید برای روز زمین هم‌دانشگاهی‌های به قول خودش بی‌حالش را راه بیندازد ببرد ساحل دریای نزدیک دانشگاهشان را پاکسازی کنند ... و این کار را هم کرد. خوشم می‌آید از این آدم‌ها که دک و پز محیط‌زیستی ندارند؛ اما بیشتر از خیلی از ما به درد زمین و ساکنینش می‌خورند. این آدم‌ها به بشریت امیدوارم می‌کنند.

!!!. بالاخره رسیدم! ۲۰ دقیقه مانده بود فرصت تمام شود! بالاخره رسیدم تهران و رای دادم. زنگ زدم خانه تا من می‌رسم برادارم شناسنامه و کارت ملی و فهرست نماینده‌ها را بیاورد دم حوزه رای‌گیری تا از قافله رای دهندگان جا نمانم! برای به موقع رسیدن کلی هم کرایه تاکسی پیاده شدم. واقعا چه می‌کند این وظیفه‌شناسی!!

برایم جالب بود هیچ‌کدام از همسفرانم رای دادن برایشان دغدغه نبود. همسفران من جزء بخش سنتی‌ها و مذهبی‌های این کشور بودند که حتی در سفر هم دعای کمیل شب جمعه‌شان فراموش نشد. تعدادی خانم که شغلشان معلمی یا به هر حال مرتبط با مدرسه و آموزش بود. نمی‌توانم این نوع درک از مذهب، که عمل به وظایف اجتماعی را به همراه ندارد، بفهمم.

!!!!. انتهای مطلبی که درباره نشست هم‌اندیشی وبلاگ نویس‌ها نوشتم می‌خواستم چیزی بنویسم که آن موقع یادم رفت و بعد هم افتاد در سرشلوغی‌ها. نکته‌ای که جا مانده بود را چند نفر دیگر هم به آن اشاره کردند. اینکه نشست روز دوشنبه یک همایش بود نه هم‌اندیشی. اما به هر حال به من خوش گذشت و برایم جذابیت‌های خودش را داشت. البته آخر همایش به این فکر می‌کردم که اگر نشست بعدی هم با همین سبک و سیاق باشد دیگر برایم جذابیت ندارد. باید اتفاق‌های دیگری هم بیفتد تا به من انگیزه بدهد در نشست شرکت کنم. مثلا قرار باشد تصمیمی بگیریم، برنامه عملی در بیاوریم یا هر کار دیگری که بیشتر از گپ و گفتگوهای دوستانه و شخصی باشد. 

!!!!!. یکی از دوستان گمنام محیط‌زیست (!!) همان دور و برهای روز زمین یک سری آمار و ارقام اینترنتی نشانم داد. مثلا گفت برو اینجا بین چه کشورهایی بیشترین جستجو را درباره این روز کرده‌اند. گفت اگر در همین جا ایران را انتخاب کنی نشان می‌دهد از تهران هم برای این کلمه جستجو داشته‌ایم (راستی چرا فقط تهران؟!).  یا گفت برو اینجا ببین بیشترین آمار جستجوها در آمریکا برای "Earth Day Activities" بوده است.

!!!!!!. سپهر سلیمی یک پیشنهاد داده است. اینکه کاری کنیم تا وبلاگستان سبز بشود. اینجا می‌توانید فراخوانش را بخوانید. اگر نظری یا پیشنهادی دارید بنویسید.

!!!!!!!. بالاخره دارد تمام می‌شود. رفتن و آمدن به این شهر کویری و معلمی کردن و دوست بودن با کودکان و نوجوانان آنجا دو سال کار و زندگیمان بود. دو سال مدت کمی نیست. دلم برایشان تنگ می‌شود. دلم می‌خواهد مثلا ده سال دیگر باز ببینمشان و ببینم کجای این دنیا هستند ...

جشنواره "فرزندان سرزمین یوزپلنگ" این پنج‌شنبه و جمعه برگزار می‌شود و ما کارمان تمام می‌شود. اما در دلمان امیدواریم دانه‌های ماندگاری آنجا کاشته باشیم ...

!!!!!!!!. من خوشبختم! ... خوشبختم به خاطر تمام فرصت‌های تجربه کردنی که داشته‌ام و دارم ... من خوشبختم چون در همان راهی جلو می‌روم که دوست دارم ... من خوشبختم چون هربار، بعد از بالا رفتن از هر پله، برایم ثابت می‌شود خوب خودم را شناخته‌ام و خوب فهمیده‌ام جایم در این دنیا کجاست ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط safzav  |