فروردین ماه امسال ماه عجیبی بود. چندین و چند کار جدید و متفاوت را در همین یک ماه انجام دادم یا شروع کردم که از قبل پبش بینی نکرده بودمشان. تراکم این "جدیدها" برای یک ماه، آن هم ماه فروردین به طرز جالبی زیاد بود و "انرژی مندم" می کند!
یکی از این کارهای جدید کمک به تولد یک "صفحه محیط زیست" در یکی از روزنامه های سراسری است ... یک ایده ... پیشنهاد همکاری از طرف یک دوست ... کمی فکر و تردید ... و در انتها تصمیم به انجام کار ...
روزنامه ای که از آن صحبت می کنم روزنامه ای است به اسم "راه مردم" و قرار است سه شنبه هر هفته، صفحه 11 آن، صفحه محیط زیست باشد. این روزنامه خصوصی است، گویا 4 سالی است چاپ می شود و البته آنچنان هم شناخته شده و پرتیراژ نیست. گیشه سراسری دارد، ولی راستش را بخواهید خود من هم هنوز روی گیشه ای ندیدمش!!
چند خط قبل تر نوشتم کمی تردید ... دوست دارم دلیل این تردید را برایتان توضیح بدهم. تردید من دو دلیل داشت. یکی مسئله ای است که با کلمات قلمبه و سلمبه به آن "شایسته سالاری"، "تخصص گرایی" و در کلام ساده تر به آن "پا در کفش دیگران نکردن!" می گویند. من آنقدرها هم با روزنامه نگاری بیگانه نیستم. 5 سالی است که برای مجلات و روزنامه های مختلف مطلب می نویسم و البته تخصصم هم کودک و نوجوان است. اما نوشتن مطلب یک چیز است و مسئول صفحه بودن و کار ثابت کردن یک چیز دیگر. مگر نه اینکه من و امثال من مرتب از دست آدم های بی تخصص همه کاره ای که در جای خودشان نیستند می نالیم؟!! پس من چطور می توانم برخلاف اعتقاد خودم عمل کنم؟
و دومین دلیل تردید من هم همین ناشناخته بودن این روزنامه بود. اینکه کلی وقت و انرژی گذاشته شود و آن وقت بازخورد آن کمتر از این حرف ها باشد.
خلاصه آنکه کلی با خودم کلنجار رفتم تا بتوانم تصمیم بگیرم. صحبت با مژگان کمی تردیدم را کمرنگ کرد. مژگان تابحال بارها به من گفته بود چرا مسئول صفحه مثلا چرخ سبز دوچرخه نمی شوم و من هر بار با دلیل اینکه من که روزنامه نگار واقعی نیستم از زیر پیگیری اش در رفته بودم. کل حرف مژگان همان ضرب المثل تکراری آشنا بود که: "قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود!" خودم هم این را قبول دارم. ما اگر بتوانیم روی دو نفر از مخاطبین این روزنامه که بخشی از اجتماع ما هستند، اثر بگذاریم، خودش کلی کار ارزشمندی است.
و درباره مسئله تخصص هم کمی می توان آسان تر گرفت. شاید من و همکارم تخصص بالایی در این کار نداشته باشیم، اما توانایی هایی داریم که پیشبرد کار را آسان می کند. سابقه 8 ساله کار در نهادهای مدنی زیست محیطی، سابقه آموزش گری محیط زیست، سابقه همکاری با پروژه های مختلف زیست محیطی در ایران، تحصیلات دانشگاهی این رشته، ارتباطات مختلفی که در بخش های مختلف داریم و افراد متخصص و کارشناسی که می شناسیم و در جاهایی که ما ضعف داریم امیدواریم دست ما را بگیرند و کمکان باشند و همین طور علاقه و احساس مسئولیتمان نسبت به محیط زیست کشورمان ...
می دانم که گاهی اوقات انجام ندادن یک کار بهتر از بد انجام دادن آن است. چون با بد انجام دادن آن، راه را برای بعدی ها ناهموارتر و سخت دسترس تر می کنیم. به همین خاطر تمام تلاشمان را خواهیم کرد تا خوب از پس این کار بر بیاییم.
بر روی چند نکته هم می خواهم تاکید کنم:
!. به دلیل هفتگی بودن این صفحه و البته ناشی بودن ما (و واقعی ترش تمام وقت نبودن ما)، این صفحه نمی تواند رویکرد پوشش خبرهای به روز را در حد روزنامه ای مثل آینده نو داشته باشد. رویکرد ما بیشتر آموزشی و تحلیلی خواهد بود.
!!. تمام سعیمان را خواهیم کرد که مطالب اصلی صفحه تولیدی باشد، اما در برخی موارد (مانند همین شماره اول) عینا از مطالب خبرگزاری ها استفاده خواهد شد. این مورد از نگاه ما و شما شاید نقص باشد اما جور دیگری هم می توان آن را دید: مگر چند نفر مثل من و شما این مطالب را در سایت ها می خوانند؟ شاید بازگویی این مطالب در یک رسانه مکتوب کارکرد خوبی داشته باشد.
!!!. اگر نوشته، سوژه، نظر، انتقاد و یا پیشنهادی دارید حتما با ما در میان بگذارید. (می توانید به من ایمیل بزنید) بسیار ما را خوشحال خواهد کرد.
!!!!. سایت این روزنامه در حال راه انداری است و هنوز آرشیو ندارد. تا زمانی که آرشیو آن درست شود، صفحه pdf آن را می توانم برای علاقمندان ایمیل کنم. اگر مایل به دریافت آن هستید به من اطلاع دهید.
معتقدم همه ما نسبت به حقایق اطرافمان دینی داریم. اگر حوزه کار و علاقمندی من حقایق علم محیط زیست است، پس نسبت به یادگیری درست، کاربرد درست و انتقال درست این حقایق مسئولیت دارم. مهم نیست این ها را به چه روشی انجام می دهم. مهم این است که روشی را که می توانم به آن صورت دینم را ادا کنم پیدا کنم و فکر می کنم با من هم عقیده باشید که این روش لازم نیست یک کار خارق العاده و بزرگ باشد که : "قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود!"
-----
لازم است بگویم همکار من و کسی که پیشنهاد همکاری را به من داد مریم گل آور از دوستان و همکاران چندین و چند ساله من است که صبرش در تحمل اخلاق کاری من مثال زدنی است!!! برایش آرزوی صبر و تحمل پایدار می کنم!!!